ترنيان [ tarniān ]بر وزن سختيان سبدى و طبقى باشد پهن كه از چوب شاخهاى بيد بافند و به تقديم تحتانى بر نون هم به نظر آمده است كه بر وزن نريمان باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص239) 
بر وزن سختيان سبدى و طبقى باشد پهن كه از شاخهاى چوب بيد بافند و در آن چيزى كنند و بتقديم تحتانى بر نون نيز آمده كه بر وزن نريمان باشد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص267) 
- بفتح تا و سكون راى مهمله و كسر يا نيز باين معنى آمده اما در سامى فى الاسامى ترينان آمده [بوزن كريمان] بمعنى سبد عريض. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص317) 
[اسم] [فارسی] سبدى پهن كه از تركههاى چوب بيد بافند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص860) 
سبدى كه از بيد بافند. رشيد گويد: بيرون شد پيرزن سوى تره#آورد پژند چيده برتريان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص134) 